به گزارش تیترصنعت، در دهه ۱۹۹۰، شرکتهای بزرگ نفتی غربی میلیاردها دلار در صنعت نفت قزاقستان سرمایهگذاری کردند و این کشور را به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان تبدیل نمودند. با وجود رشد اقتصادی قابلتوجه، شرایط این قراردادها برای قزاقستان چندان مطلوب نبود؛ سرمایهگذاران غربی تا ۹۸ درصد درآمد برخی میادین را حفظ میکردند و از معافیتهای مالیاتی، دورههای بازپرداخت طولانی و سایر شرایط محرمانه بهرهمند میشدند.
در سالهای اخیر، دولت قزاقستان برای بازنگری این قراردادهای نامطلوب تلاش کرده است. اکنون آستانه به دنبال جذب سرمایهگذاری خارجی جدید در بخش معدن است که بهعنوان «ستون رشد اقتصادی» کشور معرفی میشود. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) پیشبینی کرده که تقاضا برای مواد معدنی حیاتی تا سال ۲۰۳۰ سه برابر و تا سال ۲۰۴۰ چهار برابر خواهد شد. در عین حال، افزایش تنشها با چین — که ۶۰ درصد تولید جهانی این مواد را در اختیار دارد و ۸۵ درصد پردازش آنها را انجام میدهد — باعث شده کشورهای غربی برای تنوعبخشی به زنجیره تأمین، به آسیای مرکزی روی آورند.
قزاقستان تلاش میکند با جذب سرمایهگذاران خارجی، این تقاضا را پاسخ دهد؛ اقدامی که با توجه به هزینههای اولیه بالای اکتشاف و استخراج، اجتنابناپذیر است. پرسش اصلی این است که: قزاقستان چگونه میتواند با وجود افزایش علاقه به منابع معدنی و فلزی خود، شرایط مطلوبی را در مذاکرات با سرمایهگذاران تضمین کند؟
پاسخ را میتوان در تجربه دو غول معدنی آسیا یافت:
درس اندونزی
اندونزی نیز زمانی با کاهش ذخایر نفت و گاز روبهرو شد. عواملی چون بلوغ میادین، کمبود سرمایهگذاری در زیرساختها و افزایش مصرف داخلی باعث شد این کشور به واردکننده خالص نفت و گاز تبدیل شود. با این حال، اندونزی بزرگترین ذخایر نیکل جهان — مادهای حیاتی برای فناوریهای پاک نظیر باتری خودروهای برقی — را در اختیار داشت. دولت که نمیخواست اشتباهات نفت و گاز تکرار شود، در سال ۲۰۱۹ ممنوعیت کامل صادرات نیکل فرآورینشده را وضع کرد. این سیاست، سرمایهگذاران خارجی را مجبور به ایجاد پالایشگاه در داخل کشور کرد و به طور چشمگیری سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) را افزایش داد.
بر اساس دادههای گمرکی، ارزش صادرات نیکل از ۱.۴ میلیارد دلار در ۲۰۱۴ به نزدیک ۲۲ میلیارد دلار در ۲۰۲۲ رسید. همچنین، این سیاست منجر به تأسیس «مگاپالایشگاه» Indonesia Morowali Industrial Park (IMIP) — سرمایهگذاری مشترک گروه Tsingshan چین و Bintangdelapan اندونزی — شد که در ایجاد زنجیره تأمین داخلی خودروهای برقی نقش حیاتی ایفا کرد و هزاران شغل ایجاد نمود و به رشد مداوم سرانه تولید ناخالص داخلی انجامید.
هشدارهای چین
تجربه چین هم از زاویهای دیگر قابلتوجه است. این کشور ۶۰ درصد تولید جهانی عناصر خاکی کمیاب و نزدیک به ۹۰ درصد پردازش آنها را در اختیار دارد. اما ضعف نظارت و استخراج بیرویه، اثرات زیستمحیطی سنگینی بر جای گذاشته است: انتشار کربن، آلودگی آب و جنگلزدایی از پیامدهای اصلی است.
تولید هر تن عنصر خاکی کمیاب بهطور متوسط ۱۳ کیلوگرم گرد و غبار و ۷۵ متر مکعب فاضلاب ایجاد میکند.
دریاچه مصنوعی سمی Baotou سالهاست که به آبهای زیرزمینی نشت میکند، دامها و ساکنان را مسموم کرده و ممکن است آلودگی به رود زرد برسد که آب آشامیدنی بخش بزرگی از شمال چین را تأمین میکند.
کارشناسان محیط زیست هشدار دادهاند که این اشتباهها نباید در دیگر نقاط جهان تکرار شود و هزینه پاکسازی — دستکم بخشی از آن — باید بر عهده شرکتهای چندملیتی ذینفع باشد.
راهکارهای پیشنهادی برای قزاقستان
بر اساس این دو تجربه، چند اصل کلیدی برای قزاقستان مطرح میشود:
سرمایهگذاری هدفمند: منابع سرمایهگذاری خارجی باید نه صرفاً برای اکتشاف، بلکه برای توسعه ظرفیتهای فرآوری داخلی و ایجاد یک زنجیره تأمین کامل بهکار گرفته شود.
استانداردهای زیستمحیطی سختگیرانه: قوانین زیستمحیطی باید بهطور مداوم اجرا و نظارت شوند تا اثرات تخریبی معدنکاری به حداقل برسد، بهویژه در مدیریت محصولات جانبی.
حکمرانی قوی منابع آب: با توجه به کمبود آب در قزاقستان و ماهیت آببر معدنکاری صنعتی، مدیریت پایدار منابع آبی ضروری است تا امکان برداشت بلندمدت تضمین شود.
نظرات کاربران