به گزارش تیترصنعت، در روزگاری نهچندان دور، دلار حوالی ۹۴۰۰ تومان معامله میشد و عبدالناصر همتی، رئیس وقت بانک مرکزی، زیر تیغ انتقادات تند مجلس و دولت قرار گرفت؛ آنقدر که حتی زمزمهی برکناریاش به گوش رسید. در نهایت، او بدون تشریفات خاصی از سیاستگذاری پولی فاصله گرفت تا شاید آرامشی نسبی به بازار ارز بازگردد. اما ورق تاریخ اقتصادی ایران طوری برگشت که حالا، در حالیکه دلار از مرز ۱۴۴ هزار تومان گذشته و بازار در بیاعتمادی مطلق دست و پا میزند، نام همتی دوباره بر سر زبانهاست؛ اینبار نه به عنوان ناجی، بلکه بهعنوان نماد یک دور باطل. محمدرضا فرزین که در دیماه ۱۴۰۱ با شعار «بازگرداندن ثبات به بازار ارز» بر مسند ریاست بانک مرکزی نشست، امروز پس از دو سال سیاستهای پرحاشیه، در وضعیتی قرار گرفته که فاصلهای میان استعفای شرافتمندانه و برکناری مفتضحانهاش باقی نمانده است.
در شرایطی که نرخ ارز در چند ماه گذشته با شیبی تند صعود کرده و اعتماد عمومی به سیاستگذار ارزی فروریخته، سخن از بازگشت چهرههایی همچون همتی بیش از هر زمان دیگری نشانهی قحطالرجال اقتصادی است.
مگر در دههی گذشته، با اعدام «سلطان سکه» قیمت طلا سقوط کرد؟
مگر با تغییر روسای بانک مرکزی، ریشهی تورم خشک شد؟ واقعیت آن است که اقتصاد ایران نه از مسیر افراد، بلکه از مسیر ساختار فاسد و وابسته به رانت منحرف مانده است.اقتصاد امروز ایران، قربانی دههها لجاجت در سیاستگذاری، تحریمزدگی، تصمیمات مقطعی و سوداگری در تار و پود نظام مالی کشور است.هر دولتی که بر سر کار آمده، بهجای اصلاح ریشهها، با مُسکنهای موقت سعی کرده بیمار را سرپا نگه دارد.
نتیجه؟ بازاری که در آن ارزش پول ملی هر روز کمتر میشود، سرمایه از تولید به سوداگری پناه میبرد، و تصور توسعه به یک رؤیای محال بدل شده است. اکنون در واپسین روزهای سال، سخن از تغییر نفرات در بانک مرکزی یادآور همان ضربالمثل قدیمی است: خانهای که از ریشه خراب است، با تعویض رنگ دیوارها آباد نمیشود. تا زمانی که نظام تصمیمگیری اقتصادی این کشور در بند منافع کوتاهمدت و سیاستهای نمایشی است، بازگشت مکرر به اشخاص گذشته تنها یادآور یک فلشبک است؛ به گذشتهای که هرگز نگذشته است.


نظرات کاربران